تبليغاتX
گاه نوشت های من
می نویسم پس هستم

سلام

پس از مدت ها دوری از وبلاگ و وبلاگ نویسی تصمیم گرفتم دوباره شروع کنم؛ البته دلیل این دوری چیزی جزکنکور نبود.  آخ که وقتی با این کلمه ی کنکور برخورد می کنم خیلی حالم دگرگون می شود چرا که خیلی چیزها را برایش فدا کردم.

مثلاْ FCE Course ام رو وقتی که فقط یک ماه تا آزمونش مانده بود رها کردم یا حتی خیلی از دوستی هایم را؛

در آخر هم حتی به حداقل هایی که برای خودم ترسیم کرده بودم نرسیدم و به قول معروف به تنها چیزی که رسیدم پوچی بود و بس. اما خوب خیلی چیزها هم از این دوره ی زندگیم فراگرفتم مثلاً این که در هیچ شرایطی هر چقدر هم حاد مسایل را با هم مخلوط نکنم واز آنها معجون نسازم.

بُگذریم ......

به عنوان اولین پست جدیدم داستان کوتاهی به نام "هدیه ی مگی" را از ویلیام سیدنی پورتر انتخاب کردم. من خودم با اینکه اصلاً و ابداً اهل ژانر رومانس نیستم اما این داستان را واقعاً زیبا دریافتم. داستان درباره ی عشقی راستین و به دور از فریب های ظاهری و استوار بین یک زوج است که ترجمه ی کوتاهی از آن را همه ی ما در کتاب ادبیات سال دوم نظری، درس یازدهم تحت عنوان "هدیه ی سال نو" خواندیم. من پیشنهاد می کنم که حتماً آن را مطالعه کنید و مطمئن هستم که از این کار لذت خواهید برد. متن اصلی این داستان را در زیر می خوانیم

 

THE GIFT OF THE MAGI

ONE dollar and eighty-seven cents. That was all. And sixty cents of it was in pennies. Pennies saved one and two at a time by bulldozing the grocer and the vegetable man and the butcher until one’s cheeks burned with the silent imputation of parsimony that such close dealing implied. Three times Della counted it. One dollar and eighty-seven cents. And the next day would be Christmas.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 30 دی1385ساعت 19:47  توسط کاوه قرشی  |